

زندگي دفتري از خاطر هست.
يک نفر در شب گم،
يک نفر در دل خاک
يک نفر همدم خوشبختي هاست،
يک نفر همسفر سختي هاست،
چشم تا باز کنيم عمرمان ميگذرد
ما همه همسفريم

سال نو بر همگان مبارک باد.
سالی که گذشت چه خوب چه بد دیگه گذشت
سالی را که پیش رو داریم از دست ندهید
چون هیچ وقت بر نمی گرده.

می خوام بعد از چند وقت ننوشتن دوباره بنویسم

تمام روز نگاه من
به چشمهای زندگیم خیره گشته بود
به ان دو
چشم مضطرب،ترسان
که از نگاه ثابت من می گریختند
و چون دروغگویان
به انزوای بی خطر پلکها پناه می اورند

اي دل من چرا صدات در نمي ايد
اين همه ازارت مي دن چرا صدات در نمي ايد
هرکي از راه مي رسه يه زخمي مي زنه چرا صدات در نمي ايد
ارام بگير دل بي طاقت
ديوانه ام نکن دل بي طاقت
اتشم نزن دل بي طاقت
فراموشش کن دل بي طاقت
نفرين نمي کنم تورا هر جا مي خواهي بري برو
نگو قسمت نبوده خودت نخواستي بروهر جا مي خواهي تو برو
ديگه دل تورا نمي خواد
اين عشق تو مرده
اين دلم تورا نمي خواد
اي دل من ديگه بسه، از عاشقي شدم خسته
نمي خواهم که عاشق باشي ديگه بسه ديگه بسه
توي اين روزا دوره زمونه ديگه هيچ کس عاشق نمي مونه
تو عاشق شي دل مي سوزي تو مي سوزي چند بار سوختي ديگه بسه ديگه بسه